خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن

سپتامبر 29, 2011

فیسبوک محمد حسینی:

مولوی در دیوان شمس میگوید به عرفان واقعی توجه کن ..نه به آخوند حکومتی..گویا مولوی هم از دست جنتی عاصی بوده است!

خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن

دم هر ماده خری را چو خران بوی مکن

اول و آخر تو عشق ازل خواهد بود

چون زن فاحشه هر شب تو دگر شوی مکن

دل بنه بر هوسی که دل از آن برنکنی

شیرمردا دل خود را سگ هر کوی مکن

هم بدان سو که گه درد دوا می خواهی

وقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن

همچو اشتر بمدو جانب هر خاربنی

ترک این باغ و بهار و چمن و جوی مکن

هان که خاقان بنهاده است شهانه بزمی

اندر این مزبله از بهر خدا طوی مکن

میر چوگانی ما جانب میدان آمد

پی اسپش دل و جان را هله جز گوی مکن

روی را پاک بشو عیب بر آیینه منه

نقد خود را سره کن عیب ترازوی مکن

جز بر آن که لبت داد لب خود مگشا

جز سوی آنک تکت داد تکاپوی مکن

روی و مویی که بتان راست دروغین می دان

نامشان را تو قمرروی زره موی مکن

بر کلوخی است رخ و چشم و لب عاریتی

پیش بی‌چشم به جد شیوه ابروی مکن

قامت عشق صلا زد که سماع ابدی است

جز پی قامت او رقص و هیاهوی مکن

دم مزن ور بزنی زیر لب آهسته بزن

دم حجاب است یکی تو کن و صدتوی مکن

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: